توصیف یه شب رصد یا رصد با اعمال شاقه
به لطف یکی از دوستان یکی از کارای اقای کریمی رو پیدا کردم
انصافا با کارایی که تو پست قبلی گذاشتم قابل مقایسه نیست

اون ماری که اون پایین کشیده شده که دیگه حسابی خبر از دل_بچه های نجومی
تو شبای رصدی میده
و البته مخاطراتی که بچه های نجومی برای رصد رفتن باش رو به رو میشن
، یادمه تو یکی از شبای رصدیمون از بس گردنمون درد گرفته بود بالای
کوه یه زیر انداز انداختیمو دراز کشیدیم ولی خب مار و و عقرب و
انواع و اقسام جانوران موذی گه گداری یه عرضه ادبی میکردن و خب شما مجبور میشید یه کمی
خشونت علیه اونا به کار ببرید
و البته اتفاق میفته که هوا ابری میشه و بچه ها مجبورن
تا باز شدن هوا یه جورایی با این حیوانات موذی خودشون سرگرم کن
اگه کسی حرفه ای باشه
حتما اینو میدونه که برای رفتن به رصد باید جوراب بلند پوشید و فایدش هم اینه که
برای حفظ ایمنی باید پاچه های شلوارتو داخل_جورابت بکنی البته هیچ نگران نباشید
که وای وای چقدر زشت و بی کلاس چون تو اون تاریکی_شب چیزی از پاهاتون پیدا نیست
علیرغم این تدابیر امنیتی گاها طبیعی هست که تو تاریکی پاتونو رو دم_سگی بگذارید
بعد سگ_یه کم دنبالتون کنه. خلاصه ماجرا تجربه ثابت کرده که اگه تصمیم گرفتید
یه رصد برید حتما خودتونو بیمه کنید.اینا همه یه نتایج اخلاقی از یه
کاریکاتور با معنا بود ![]()







